بسم الله الرحمن الرحیم
22 بهمن نقطه سر خط
نقطه سر خط یعنی آغاز و شروعی دوباره... اما انقلاب آغاز و شروعی دوباره برای چی بود؟ شکی نیست که بعد از پیروزی انقلاب در ایران تحولات بزرگی در عرصههای مختلف اتفاق افتاد. معمولاً حرف زدن از این جور تحولات در مقولهی «دستاوردهای انقلاب اسلامی» بیان میشه که قبل از من خیلیها با قلم شیوا حق مطلب رو در این زمینه ادا کردن و من قصد ندارم حرفهاشونو تکرار کنم. قبل از انقلاب، مردم ایران هیچ شخصیت و هویتی نداشتند و خودشون رو کاملاً وابسته به عنایات بیگانگان میدونستند و منتظر تایید اونها بودند و سرخوش میشدند اگر امتیازی از دشمن میگرفتند. وقتی بهش میگفتی «بلند شو و روی پای خودت بایست»، میگفت «چرا این کار رو بکنم؟ من اربابم و بقیه نوکری منو میکنند!» اما در نهان وجودش این بود که «نمیتونم»
انقلاب به لطف جنگها و تحریمها به ما ملت ایران آموخت که میتونیم...
اما حرف من حرف میتونم و نمیتونم نیست! شکی نیست که وضع علم و فنآوری و پیشرفت و راهسازی و بهداشت و لولهکشی گاز و... با قبل از انقلاب قابل مقایسه نیست. اما دوستان، سوال بزرگ من اینه که مگر ما برای اینجور چیزها انقلاب کردیم؟ حالا که 32 سال از شروع انقلاب میگذره خودمون رو به شدت محتاج و نیازمند این میبینم که برگردیم و از خودمون بپرسیم که برای چی انقلاب کردیم؟ ایدئولوژی و فکر پشت این انقلاب چی بود؟ رهبر این انقلاب چه هدفی داشت و مردم در شعارهاشون چی رو فریاد میکشیدند؟
انقلاب ما سازمانیافته بود. ایدئولوژی علمی و متقن اسلامی – شیعی داشت. رهبر داشت و رهبر پشتوانهی مردمی داشت. حرف تکراری نمیزد. به شرق و غرب وابسته نبود. انقلاب ما با خودسوزی یک سبزیفروش که به وضع درآمد و اشتغال در کشورش اعتراض داشت، شروع نشد. انقلاب کارگری نبود. انقلاب قاشق و چنگال هم نبود.
یکی از دوستان که سعی داشت انقلاب ایران رو تحلیل کنه، اعتقاد داشت: «انقلاب در بین جوامع اجتناب ناپذیره. وقتی میزان مشکلات از آستانهی تحمل اکثریت مردم عبور کنه، انقلاب اتفاق میافته.» منظورش مشکلات مادی و وضع رفاهی مردم بود. این فرضیه ممکنه در بسیاری از موارد و در مورد بسیاری از انقلابهای دنیا صدق کنه؛ ولی در مورد انقلاب ایران، درست نیست.
متأسفم که امروز از زبان خیلی از اونهایی که در خط اول انقلاب بودند، میشنوم که خسته شدند و میگن: «چرا انقلاب کردیم؟ بیکار بودیم؟! وضع بهتر نشد که هیچ؛ بدتر هم شد!» به جای اینکه بنشینی برای این آدم از دستاوردهای رفاهی انقلاب حرف بزنی باید ازش بپرسی برای چی انقلاب کردی؟ آیا اون موقع که «یا مرگ یا خمینی» میگفتی به فکر پول آب و برق یا اجاره خونه و وضع اشتغال و بیکاری بودی؟
چقدر خودمون رو شبیه میبینم به قوم بنی اسرائیل که به پیامبر خودشون موسی که برای نجات و رهایی اونها اومده بود گفتند:
اوذینا مِن قَبلِ أن تَأتِینا وَ مِن بَعدِ ما جِئتَنا[1]
یعنی ما هم قبل از آمدن تو در سختی و رنج بودیم و هم حالا که بهت ایمان اوردیم در رنج و عذابیم. اون موقع فرعون ما رو یه طوری عذاب میکرد و حالا داریم به جرم اینکه به تو ایمان اوردیم عذاب میشیم. این هم شد زندگی؟!
عزیزم این نگاه به منجی خیلی خیلی نگاه خطرناکیه. الان اگه از اکثر مردمی که خودشون رو منتظر و عاشق امام زمان(ع) میدونند بپرسی «برای چی منتظری؟» میگه: «مگه نمیدونی در زمان حضرت، همه چیز چقدر خوب میشه؟! زمین گنجهاشو بیرون میده. امنیت ایجاد میشه. همه در صلح و دوستی زندگی میکنند. همه چیز صلواتی میشه. دیگه فقیر پیدا نمیشه و...» چرا همه چیز رو با معیارهای رفاه مادی میسنجیم. یادمون نره که درسته که در دولت کریمه تمام این پارامترها محقق میشه، اما چطور؟ با معجزه؟ فکر میکنی امام که مییاد یه نگاه میکنه به دشمناش همه سنگ میشن؟! یا امروز صبح که امام ظهور کرد؛ فردا دیگه همه چیز گل و بلبل میشه؟ نه عزیزم. پس وظیفهی ما در یاری دین خدا و یاری ولی خدا چیه؟ جای ما توی تحقق حکومت عدل الهی کجاست؟ یادمون نره که برای چی به دنیا اومدیم. یادمون نره که در دنیا مدام امتحان میشیم. یادمون نره که «لقد خلقنا الانسان فی کبد»[2] اصلاً هر جوری در نظر بگیری زندگی توی این دنیا با نوعی رنج همراهه.
دعای عهد رو بخون. توی دعای عهد چی میخواهیم؟ محوریترین چیزی که در این دعا از خدا میخواهیم اینه که به ما افتخار شهادت در رکاب ایشون رو عطا کنه و ما «مستشهدین بین یدیه» باشیم.
خیلی از بحثمون فاصله نگیریم. برای اینکه به این پرسش پاسخ بگیم که انقلاب نقطه سر خط بود برای چی؟ باید اول ببینیم ما برای چی انقلاب کردیم؟ کلیدیترین مفهوم انقلاب ما چی بود؟
انقلاب ایران اسلامی بود و ریشه در تعالیم شیعی داشت. امام معصوم ما به ما دستور داده بود که در دوران غیبت باید فقیه جامع الشرایط حاکم باشه. شیعه نباید به حاکمیت طاغوت وابسته به دشمن که هیچ اعتنایی به شعائر و احکام اسلامی نداره تن بده.
تمام راز انقلاب ما در واژهی «فجر» نهفته است. همیشه حدود یک ساعت و نیم قبل از طلوع خورشید، «فجر» اتفاق میافته. هیچ وقت خورشید ناگهانی و بیمقدمه طلوع نمیکنه. اوج سیاهی و تاریکی شب درست قبل از دمیدن فجره. بعد از فجر، آسمون کم کم تغییر رنگ میده و روشن و روشنتر میشه و ستارهها دونه دونه محو میشن تا در نهایت طلوع اتفاق بیفته.
در مورد طلوع خورشید دولت کریمهی امام زمان(ع) هم همین قانون حکمفرماست. در زبان علمای ما داریم که ظهور در دو مرحلهی صغری و کبری اتفاق میافته. ظهور صغری دورهایه که در اون زمینه برای ظهور کبری فراهم میشه. کم کم یاد و نام امام زمان(ع) عالمگیر میشه و مردم منجی رو فریاد میزنند.

انقلاب اسلامی همون فجر وعده داده شده در روایات معصومین(ع) است. امام خمینی هم با شعار زمینه سازی برای ظهور دولت کریمه پیش آمدند. چند تا از جملههای ایشون رو ببینید:
انقلاب مردم ایران، نقطه شروع انقلاب بزرگ جهانی اسلام به پرچمداری حضرت حجت (ارواحنا فداه) است كه خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد.
(صحیفیه نور امام،ج 21،ص،327)
امیدوارم كه این انقلاب یك انقلاب جهانی بشود و مقدمه برای ظهور بقیة الله(ارواحنا له الفداء)باشد.
(صحیفیه نور امام،ج16،ص131)
امید است كه این انقلاب جرقه و بارقهای الهی باشد كه انفجاری عظیم در توده های زیر ستم ایجاد نماید و به طلوع فجر انقلاب مبارك حضرت بقیة الله ارواحنا له الفدا منتهی شود.
(صحیفیه نور امام،ج15،ص62)
خداوند همه ما را از این قیدهای شیطانی رها فرماید تا بتوانیم این امانت الهی(جمهوری اسلامی) را به سر منزل مقصود برسانیم و به صاحب امانت، حضرت مهدی موعود(ارواحنا له الفداه) رد كنیم.
(صحیفیه نور امام،ج18،ص472)
و جملههای دیگه...
از وقتی که بچه بودیم این دعا رو همیشه بعد از دعای فرج توی مدرسه میخوندیم که: «خدایا خدایا! تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما.»
انقلاب ما نقطه سر خط بود برای ظهور کبری امام زمان(ع). عزیزم، رهبر و بسیاری از مردمی که انقلاب کردند و از جان و مال و آبرو و خانوادهشون گذشتند، این هدف والا رو مد نظر داشتند. بیا نگاهی دوباره به شعارهای انقلاب و وصیتنامههای شهدامون داشته باشیم. بیا بزرگ بشیم و جهانی فکر کنیم. در آینهی روایات، دو قدرت سیاسی شیعی در زمان ظهور پدیدار میشن و اسم امام زمان(ع) رو جهانی میکنند: ایران و یمن.
ما این کار رو کردیم و توی این روزها بسیاری از مشتاقان ظهور، تحولات یمن رو با بیم و امید دنبال میکنند. چه باور کنی و چه باور نکنی این یک حقیقته که تعجیل و تأخیر در فرج صاحبمون به عملکرد ما بستگی داره. توقعهای بیجا از انقلاب رو دور بریز و بدون تا قبل از ظهور امام زمان(ع) هیچ حکومتی به طور صد در صد نمیتونه اسلامی باشه و عدالت کامل رو رعایت کنه. ما با انقلاب خودمون داریم به خدا اعلام میکنیم که آمادهی پذیرش یک حاکم الهی شدیم و این حرف رو به گوش جهانیان هم رسوندیم. انقلاب ما یک درخواست عملی بود برای ظهور حجت خدا. انقلاب ما برای این بود که در جهان سکولار غرق شده در بیدینی و اومانیسم و کمونیسم، فجری دمیده بشه.
باور کن که طلوع نزدیکه...
[1]- سورهی اعراف، آیهی 129.
[2]- سورهی بلد، آیهی 4.